زبانحال امام رضا علیهالسلام قبل از شهادت
وقت مرگ است؛ کجایی؟ پسرم! منتظرم تا در این لحظه بیایی به سرم، منتظرم زهـر، بـار سفـر آخـرتم را بسته است تا نگـاه تو شـود هـمـسـفـرم، منـتـظرم مــادرم آمــده و مــنــتـظـر رفـتـن مـن تا جـوادم تو بـیـایی بـه بـرم، منـتظـرم آتش هجر تو از زهر، جگر سوزتر است تا بـیـایی بـنـشـانـی شـررم، مـنـتـظـرم گل من! تا که تو را بوسم و بسپارم جان بر لبم آمده جـان؛ محـتـضرم، منتظرم خویـشـتـن را بـرسـان تا نرسـیده اجـلم تا کـنی جـلـوهای اندر نظـرم، منتظـرم تا بـیـایی و گـذاری سـر مـن در دامـن که من آسوده ز جان در گذرم، منتظرم زودتر هرچه بـیـایی، کنی آسودهتـرم پا سوی قبله، نظر سوی درم، منتظرم |